راستش مدتهاست که سرشارم از نیاز به نوشتن اما نمیتونم بنویسم. نبود وقت رو بهانه میکنم، اما یکی از دلایلش این هست. همین نخواندنها ختم میشه به ننوشتنها. انگار خودِ عمل خواندن، آدم رو قلقلک میده به نوشتن. این که میبین...
راستش مدتهاست که سرشارم از نیاز به نوشتن اما نمیتونم بنویسم. نبود وقت رو بهانه میکنم، اما یکی از دلایلش این هست. همین نخواندنها ختم میشه به ننوشتنها. انگار خودِ عمل خواندن، آدم رو قلقلک میده به نوشتن. این که میبینه آدم دیگهای نوشته، و خوب هم نوشته، تو رو مجاب میکنه که کلمات تو هم شاید ارزش نوشته شدن داشته باشند.
اصلاً مشکل من ذاتاً در این هست که دنبال «کار ارزشمند انجام دادن» هستم. کار بیحاصل کلافهم میکنه. مثل خواب بعدازظهر. حالا این که ارزش چیست و حاصل چیست و ... بماند. صرفاً یک دام. وگرنه کی گفته که کاری که من میکنم یا زندگیای که من دارم میتونه حاصلخیزتر از بیکارگی دیگری باشه.
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی